به گزارش پایگاه اطلاع رسانی معدن پیشرو؛ پروژههای بزرگ صنایع فولاد کردستان در بیجار و قروه، صرفا طرحهایی برای افزایش ظرفیت تولید فولاد نیستند؛ این دو پروژه در قالب یک زنجیره بههمپیوسته، از تولید آهن اسفنجی تا فولادسازی و نورد ورق گرم در حال شکلدهی به یک ظرفیت صنعتی جدید در غرب کشور هستند؛ ظرفیتی که با سرمایهگذاری و راهبری گروه سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات و با حضور ایمیدرو در ساختار سهامداری و پشتیبانی طرح، میتواند زمینهساز توسعه صنعتی، اشتغال و فعالشدن بخشهای مختلف اقتصادی در استان کردستان شود.
ایده تکمیل زنجیره فولاد در کردستان به سالهای گذشته بازمیگردد و بر این اساس شرکت صنایع فولاد کردستان در سال ۱۳۹۷ با محوریت ایمیدرو شکل گرفت. ورود شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات به ترکیب سهامداری نیز نقطه عطفی در مسیر پیشبرد پروژههای این شرکت بود. این مجموعه امروز دو طرح اصلی را دنبال میکند: مگامدول آهن اسفنجی با ظرفیت سالانه ۱.۶ میلیون تن در بیجار و مجتمع فولادسازی و نورد پیوسته ورق گرم با ظرفیت سالانه یک میلیون تن در قروه.
قرار گرفتن این دو طرح در فهرست پروژههای پیشران اقتصادی کشور نشان میدهد، مقیاس آنها فراتر از یک سرمایهگذاری صنعتی محلی است و در چارچوب توسعه زنجیره فولاد و ایجاد ظرفیت تولید در مناطق کمتر برخوردار تعریف شدهاند. ایمیدرو نیز بهعنوان یکی از سهامداران و نهاد توسعهای بخش معدن و صنایع معدنی در شکلگیری و پشتیبانی این طرحها نقش داشته است.
بیجار؛ حرکت یک مگامدول به سمت بهرهبرداری
در میان دو پروژه فولاد کردستان، طرح آهن اسفنجی بیجار هم اکنون در مرحله پیشرفتهتری قرار دارد. این پروژه با ظرفیت اسمی ۱.۶ میلیون تن آهن اسفنجی در سال و با استفاده از فناوری PERED در حال اجراست. طبق گزارش مجمع عمومی سالانه شرکت صنایع فولاد کردستان، پیشرفت این طرح تا پایان اسفند ۱۴۰۴ به ۶۶.۵ درصد رسیده بود. میتوان گفت، پروژه در سال ۱۴۰۵ از مرز دو سوم مسیر اجرایی عبور کرده و وارد مرحلهای جدیتر از تکمیل و آمادهسازی برای بهرهبرداری شده است.
اهمیت پروژه فقط در ظرفیت تولید آن خلاصه نمیشود. ساخت یک واحد ۱.۶ میلیون تنی آهن اسفنجی در منطقهای مانند بیجار به معنای ایجاد یک حلقه صنعتی با ارزش افزوده بالاتر در زنجیره سنگآهن است؛ حلقهای که میتواند خوراک مورد نیاز مراحل بعدی زنجیره فولاد را تامین کند.
قروه؛ حلقه تبدیل آهن اسفنجی به محصول با ارزش افزوده بالاتر
دومین پروژه فولاد کردستان در شهرستان قروه تعریف شده است؛ پروژهای که از منظر زنجیره ارزش، مکمل طرح بیجار محسوب میشود. مجتمع فولادسازی و نورد پیوسته ورق گرم قروه ظرفیت تولید سالانه یک میلیون تن را هدفگذاری کرده و با فناوری CSP طراحی شده است. در این مجموعه، هدف آن است که مواد اولیه حاصل از حلقههای بالادست به محصول فولادی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود.
به این ترتیب، ارتباط دو پروژه را میتوان چنین ترسیم کرد: آهن اسفنجی بیجار → تأمین خوراک فولادسازی → فولادسازی قروه → نورد پیوسته → ورق گرم فولادی؛ این پیوند، یکی از مهمترین ویژگیهای سرمایهگذاری فولاد کردستان است؛ زیرا بهجای شکلگیری واحدهای منفرد، دو پروژه در قالب یک زنجیره صنعتی تعریف شدهاند. بر اساس اطلاعات منتشرشده، پروژه قروه همچنان در حال اجراست و تامین مالی و تکمیل مراحل اجرایی آن از محورهای مهم پیشروی شرکت محسوب میشود. در سال ۱۴۰۴ نیز بخشهای مهندسی و عملیات اجرایی پروژه در حال پیشرفت گزارش شده بود.
مدیرعامل شرکت صنایع فولاد کردستان، سرمایهگذاری مورد نیاز پروژه آهن اسفنجی بیجار را با احتساب زیرساختها حدود 200 میلیون یورو اعلام و اشتغال مستقیم آن را حدود ۵۰۰ نفر و اشتغال غیرمستقیم را حدود ۲۵۰۰ نفر برآورد کرده بود.
چرا پیوند بیجار و قروه اهمیت دارد؟
اگر پروژه بیجار را یک حلقه تولیدی بدانیم، پروژه قروه حلقهای است که بخشی از ارزش ایجادشده در این زنجیره را به محصول نهایی نزدیکتر میکند. تولید ۱.۶ میلیون تن آهن اسفنجی در بیجار، ظرفیت قابلتوجهی در بخش احیای مستقیم ایجاد میکند و ظرفیت یک میلیون تنی فولادسازی و نورد قروه نیز امکان تبدیل بخشی از مواد اولیه زنجیره به محصول نهاییتر را فراهم میکند.
از منظر اقتصادی، چنین ساختاری میتواند چند اثر همزمان داشته باشد:
– افزایش ارزش افزوده مواد معدنی در داخل استان؛
– ایجاد تقاضا برای خدمات فنی، مهندسی، حملونقل و پیمانکاری؛
– شکلگیری فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم؛
– تقویت زیرساختهای انرژی، آب، حملونقل و خدمات صنعتی؛
– افزایش ظرفیت تولید فولاد در غرب کشور؛
– کاهش فاصله صنعتی استان با مناطق برخوردارتر کشور؛
– ایجاد بستر برای توسعه صنایع پاییندستی فولاد.
در واقع، اثر اقتصادی این پروژهها را نباید فقط در تعداد کارکنان کارخانهها سنجید؛ بخش قابلتوجهی از اثر توسعهای آنها میتواند در زنجیرهای از پیمانکاران، تأمینکنندگان، شرکتهای خدمات فنی، حملونقل، تعمیرات، خدمات صنعتی و صنایع پاییندستی شکل بگیرد.
سرمایهگذاری؛ از یک پروژه صنعتی تا موتور توسعه منطقهای
سرمایهگذاری صنعتی زمانی اثر توسعهای پایدار ایجاد میکند که بتواند علاوه بر ایجاد ظرفیت تولید، شبکهای از فعالیتهای اقتصادی پیرامون خود به وجود آورد. فولاد کردستان از این منظر، نمونهای قابل توجه است. دو پروژه بیجار و قروه در دو شهرستان متفاوت قرار گرفتهاند و در صورت تکمیل، میتوانند بخشی از فعالیتهای صنعتی و خدماتی مرتبط با زنجیره فولاد را در پهنهای وسیعتر از استان فعال کنند. در همین چارچوب، اظهارات مدیرعامل شرکت صنایع فولاد کردستان درباره اشتغال مستقیم و غیرمستقیم دو پروژه، نشان میدهد موضوع اشتغال یکی از محورهای اصلی طراحی این سرمایهگذاریها بوده است. برای پروژه فولادسازی قروه نیز در سال ۱۴۰۴، اشتغال مستقیم حدود ۱۲۰۰ نفر و اشتغال غیرمستقیم حدود ۶۰۰۰ نفر اعلام شده بود. البته این ارقام، برآوردهای اعلامشده برای زمان بهرهبرداری هستند و با اشتغال واقعی در دوره ساخت، بهرهبرداری و زنجیره تأمین یکسان نیستند؛ ازاینرو تفکیک این شاخصها برای ارزیابی دقیق آثار اقتصادی پروژه ضروری است.
نقش «ومعادن»؛ از سهامداری تا راهبری سرمایهگذاری
یکی از نکات کلیدی در بررسی پروژههای فولاد کردستان، جایگاه شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات(ومعادن) است. «ومعادن» پس از ورود به ترکیب سهامداری فولاد کردستان، سهم قابل توجهی در پیشبرد پروژههای این شرکت برعهده گرفت. در مقاطع مختلف، سهم مستقیم و غیرمستقیم این گروه در فولاد کردستان ۵۶ درصد اعلام شده است؛ ترکیبی که نقش آن را در تأمین مالی، پیگیری پروژه، مدیریت سرمایهگذاری و راهبری اجرایی طرحها پررنگ میکند.
در حال حاضر 44 درصد سهام شرکت صنایع فولاد کردستان در اختیار سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) و شرکت ملی فولاد ایران و 56 درصد سهام آن در اختیار هلدینگ سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات ( ومعادن ) که به تفکیک 6 درصد شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات، 30 درصد شرکت توسعه صنعتی و معدنی صبانور و 20 درصد شرکت تجلی توسعه معادن و فلزات قرار دارد.
ایمیدرو؛ پشتوانه توسعهای پروژه
از سوی دیگر، حضور ایمیدرو در ساختار فولاد کردستان، این پروژهها را از یک سرمایهگذاری صرفا شرکتی فراتر میبرد. ایمیدرو از ابتدا در شکلگیری شرکت صنایع فولاد کردستان نقش داشته و همچنان در ساختار سهامداری آن حضور دارد. به همین دلیل، پروژههای بیجار و قروه را میتوان در چارچوب سیاستهای توسعه زنجیره معدن و صنایع معدنی کشور نیز تحلیل کرد.
این مدل همکاری میان یک نهاد توسعهای مانند ایمیدرو و یک هلدینگ سرمایهگذاری تخصصی مانند «ومعادن»، از منظر تأمین منابع و پیشبرد پروژههای بزرگ صنعتی اهمیت دارد؛ بهویژه در طرحهایی که دوره ساخت طولانی، سرمایهگذاری سنگین و نیاز جدی به زیرساخت دارند.
توسعه متوازن؛ معیار اصلی سنجش موفقیت
برای استان کردستان، اهمیت این پروژهها تنها به تولید چند میلیون تن محصول فولادی محدود نمیشود. توسعه متوازن زمانی معنا پیدا میکند که سرمایهگذاری صنعتی بتواند به ایجاد ظرفیتهای ماندگار اقتصادی منجر شود؛ یعنی در کنار کارخانه، شبکه تامین، نیروی انسانی متخصص، خدمات فنی، زیرساخت، صنایع پاییندستی و کسبوکارهای پیرامونی نیز رشد کنند.
از این منظر، فولاد کردستان میتواند یک نقطه اتصال میان ظرفیتهای معدنی منطقه و سرمایهگذاری صنعتی باشد. نزدیکی جغرافیایی به ذخایر سنگآهن غرب کشور، توسعه زیرساختها و اتصال حلقههای مختلف زنجیره، زمینهای ایجاد میکند که ارزش افزوده بیشتری در داخل منطقه باقی بماند. این موضوع بهویژه برای کردستان اهمیت دارد؛ استانی که توسعه صنعتی آن نیازمند سرمایهگذاریهای بزرگ، زیرساختمحور و بلندمدت است.
آنچه پروژههای فولاد کردستان را از یک مجموعه سرمایهگذاری منفرد متمایز میکند، ارتباط میان دو طرح است. بیجار با ظرفیت ۱.۶ میلیون تن آهن اسفنجی، حلقه احیای مستقیم را تقویت میکند و قروه با ظرفیت یک میلیون تن فولادسازی و نورد گرم در ادامه این مسیر قرار میگیرد. بنابراین، ارزش اقتصادی پروژهها صرفا در جمع ظرفیتهای اسمی آنها نیست؛ بلکه در اتصال حلقههای زنجیره، ایجاد ارزش افزوده، اشتغال و شکلگیری زیرساخت صنعتی در منطقه نهفته است.
مسیر پیشرو؛ از پیشرفت فیزیکی تا خلق ظرفیت واقعی
اکنون مهمترین مساله برای فولاد کردستان، تبدیل پیشرفت فیزیکی پروژهها به ظرفیت تولید واقعی است. پیشرفت 70.25 درصدی پروژه آهن اسفنجی بیجار نشان میدهد، این طرح به مراحل نهایی نزدیکتر شده است؛ در مقابل، تکمیل پروژه فولادسازی قروه نیازمند استمرار تامین مالی، تکمیل تجهیزات و حفظ روند اجرایی است. در چنین شرایطی، هماهنگی میان سهامداران، تامین مالی، زیرساختهای انرژی و آب، تأمین تجهیزات و مدیریت زمانبندی پروژه، عوامل تعیینکننده در عبور طرحها از مرحله ساخت به مرحله بهرهبرداری خواهند بود.
پروژههای فولاد کردستان را میتوان یکی از نمونههای مهم سرمایهگذاری صنعتی در غرب کشور دانست؛ نه به دلیل صرفا بزرگی اعداد و ظرفیتها، بلکه به دلیل ساختاری که برای آنها طراحی شده است. بیجار و قروه دو پروژه جدا از یکدیگر نیستند؛ دو حلقه از یک زنجیره صنعتی هستند. اگر این زنجیره مطابق برنامه تکمیل شود، خروجی آن تنها تولید ۱.۶ میلیون تن آهن اسفنجی و یک میلیون تن ظرفیت فولادسازی و نورد نخواهد بود؛ بلکه مجموعهای از ظرفیتهای اقتصادی، اشتغال، خدمات صنعتی و صنایع پاییندستی در منطقه شکل خواهد گرفت.
در این میان، نقش شرکت صنایع فولاد کردستان بهعنوان مجری طرحها، «ومعادن» بهعنوان سرمایهگذار و راهبر اصلی پروژهها و ایمیدرو بهعنوان نهاد توسعهای و سهامدار، سه ضلع مهم این مسیر را تشکیل میدهد. به همین دلیل، سنجش موفقیت فولاد کردستان در نهایت باید با یک معیار گستردهتر انجام شود: اینکه این سرمایهگذاری تا چه اندازه بتواند ظرفیت معدنی و انسانی کردستان را به تولید، ارزش افزوده و توسعه پایدار منطقهای تبدیل کند.